۲۷/۸/۱۳۹۰
سناریوهای محتمل تهدید علیه ایران + جدول
این روزها تهدیدهای آمریكا و رژیم اشغالگر قدس علیه ایران و پاسخ قاطع و محكم رهبر انقلاب اسلامی، تبدیل به تحلیل روز رسانههای منطقهای و بینالمللی شده است. این تهدیدها در شرایطی عنوان شد كه بسیاری از كارشناسان مسائل خاورمیانه و استراتژیك، وضعیت آمریكا و رژیم صهیونیستی را با وجود وقوع بیداری اسلامی در خاورمیانه، نامناسب و غیر قابل پیشبینی ارزیابی میكنند. یادداشت زیر از دكتر امیر محبیان، استاد دانشگاه و كارشناس مسائل سیاسی، تهدیدهای نظام سلطه را با توجه به متغیرهای موجود بررسی میكند:
طی سالهای گذشته، آمریكا و متحدان غربیش به همراه رژیم صهیونیستی سعی كردهاند كه احتمال درگیری با ایران را دائماً در بوتهی امكان نگهدارند. فضاسازی هماهنگ رسانههای غربی علیه فعالیتهای هستهای ایران، زمینهی بهرهبرداری آنها از این بهانه را برای اعمال فشار بر ایران فراهم آورده است. هر چند كاملاً آشكار است كه فعالیتهای هستهای ایران صرفاً بهانه و دستاویزی بوده كه آنها به تلاش خود برای رویارویی با تنها رژیمی دامن بزنند كه با ایستادگی در برابر تز نظم نوین جهانی و نیز با تأثیرش بر پیدایش امواج جدید بیداری در كشورهای اسلامی عملاً اقتدار نظام كنونی جهان را به چالش كشیده است. تحلیل حاضر، سناریوی تهدید به جنگ و حمله به ایران و اهداف و امكان آن را مورد واكاوی قرار میدهد.
***
مواضع اخیر سران ایالات متحده و رژیم صهیونیستی و برخی كشورهای غربی علیه ایران كه فشارهای جدیدی را به بهانهی گزارش آمانو بر ایران وارد آوردهاند و حتی بر طبل جنگ هم كوبیدهاند، در دوران ریاستجمهوری اوباما نیز سخنان جدیدی نیست. چنانچه در 25 سپتامبر 2009 در نشست كشورهای صنعتی غربی (جی20) در پیتسبورگ، باراك اوباما و سران انگلیس و فرانسه از وجود تسهیلات اتمی مخفی ایران در دل كوههای جنوب تهران خبر دادند و مدتی نیز به جنجال تبلیغاتی دربارهی آن دامن زدند.
ایران در آن هنگام برای خنثیسازی تبلیغات غربیها اعلام كرد كه به بازرسان سازمان ملل اجازهی بازدید از نقاط اعلام شده را میدهد. زمانبندی تبلیغات غربیها هم جالب بود؛ آنان این سخنان در 25 سپتامبر و در حالی ابراز كردند كه قرار بود در 1 اكتبر 2009 گفتوگوهای مستقیم ایران با كشورهای غربی طبق برنامه آغاز شود. این بازی تبلیغاتی غربیها البته بیپاسخ نماند و ایران نیز همزمان با روز «یوم كیپور»* كه جشن اسرائیلیها است، آزمایش برنامهی موشكی خود را اجرا كرد و شادی جشن صهیونیستها را در كام آنان به تلخی مبدل ساخت.
مطالعهی رفتارها و تحلیلهای اسرائیلیها و غربیها در قبال ایران نشان میدهد كه رفتار فعلی آنها بر اساس امیدها و نگرانیهای آنها شكل گرفته است:
نقاط امید غربیها در قبال ایران
آنان ایران را كشوری با تركیب قومیتی متكثر میدانند و در همین راستا سعی كردهاند كه ناامنی را در مرزهای ایران و در نقاط تماس قومیتهای ایرانی با همسایگان پدید آورند یا تشدید كنند. پدیدآوری و حمایت از مواردی همچون ریگی در شرق و پژاك در غرب در همین راستا بوده است.
آنان چشم امید به تحولات درونی همسو با خواستههای خود یا آشوبهایی داشته و دارند كه كنترل را از دست دولت مركزی ایران خارج كند؛ رسانههای غربی در همین راستا آشوبهایی مانند اتفاقات سال 1388 ایران را تقویت كردند.

نقاط نگرانی غربیها در مورد ایران
گسترش نفوذ ایران در منطقه و رشد بیداری اسلامی كه عملاً بخش اعظم متحدان آمریكا و كشورهای محافظهكار منطقه را كه با ایران شدیداً مسئلهدار بودند؛ یا سرنگون كرد یا شدیداً تهدید به سرگونی را برای آنان به همراه آورد.
عدم تأثیر قابل توجه و ناتوانی در بازدارندگی مورد انتظار از تحریمها
ارتباط بسیار نزدیك و عقیدتی ایران با حزبالله كه به صورت نگرانی از پشتیبانی حزبالله توسط ایران ابراز شد.
ارتباط نزدیك ایران و سوریه
رشد قدرت نظامی ایران علیرغم تحریمها كه به صورت نگرانی از مانورها و تحركات نظامی ایران كه اسرائیل را تهدید میكند، بیان شد.
اقدامات انجام گرفته و نتایج
نقاط امید غربیها و اسرائیل در مناطق مرزی با دستگیری ریگی و سركوب پژاك به ناامیدی مطلق یا حداقل نسبی تبدیل شد و ایران در این زمینه بازی موفقی را اجرا كرد.
غربیها برای محدود كردن حزبالله و قطع رابطهی ایران با سوریه، حركت اپوزیسیون در سوریه را فرصت دانستهاند و میكوشند تا با سرنگونی بشار اسد، هم ارتباط ایران با سوریه را از میان ببرند و هم پل حمایت ایران از حزبالله را تخریب كنند و عملاً حزبالله را نیز تحت فشار قرار دهند. آنها با این تصور كه دلیل بقای بشار اسد تاكنون هدایتها و مدیریت ایران بوده است، تلاش كردهاند با طرح بحث ترور یكی از فرماندهان سپاه قدس، عملاً تحرك او را به حداقل كاهش دهند و مدیریت اوضاع در سوریه را از پشتیبانی فكری و عملیاتی كه از دیدگاه آنها تجربیات ارزندهای در كنترل آشوبهای گستردهی پس از انتخابات 1388 ایران دارد، محروم سازند و از اشتباهات احتمالی سوریها نهایت بهره را ببرند. این در حالی است كه چهبسا آن چیزی كه آنان خطر بزرگ ایران مینامند، بیشتر توهمی است كه آگاهانه یا ناآگاهانه بر آن دامن میزنند.
در مورد كنترل نفوذ ایران بر جنبشهای فعال در منطقه، غربیها با تحلیلی واژگونه نقش سپاه قدس را پررنگ دیده و تصمیم گرفتهاند برای در بند كردن آن، سپاه قدس را از لحاظ تبلیغی به عنوان عنصر خطرناك جایگزین القاعده سازند. آنان با زیر ذرهبین قرار دادن سپاه قدس، بنا به زعم خود، میخواهند بازوهای فعال ایران در منطقه و بلكه جهان را قطع كنند. در حالی كه انگیزهها و مبانی فكری و عقیدتی مشابه بیشترین اثر را در الگوگیری نهضتهای منطقه از ایران دارد و تقلیل یا انحراف انگیزههای تحرك مردم منطقه به پشتیبانی یا دخالت خارجی صرفاً موجب بدفهمی و واكنش نادرست در مورد جنبشهای منطقه است و قدرت درك و حل مسئله را از كشورهای غربی خواهد گرفت.
در پی ناكارآمدی تحریمها، آمریكاییها میكوشند كه با تشدید تحریمها علیه ایران، بر كارآمدی آن در جهت فلجسازی ایران بیفزایند و فعلاً هیچ گزینهی دیگری جز تشدید تحریمها را در ذهن ندارند.
نظرات شما عزیزان: